doa

صلح حسنی علیه السلام زمينه‌ساز قیام حسينی علیه السلام

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بسم الله الرحمن الرحیم

صلح حسنی علیه السلام زمينه‌ساز قیام حسينی علیه السلام

تدوین : محمد رضا صداقت

مقدمه
تاريخ اسلام نشان مى‏دهد كه براى امام و پيشواى مسلمين در يك شرايط خاصى جايز است و احياناً لازم و واجب است كه قرارداد صلح امضا كند، همچنانكه پيغمبر اكرم صلی الله علیه وآله رسماً اين كار را در موارد مختلف انجام داد؛ هم با اهل كتاب در يك مواقع معينى قرارداد صلح امضا كرد و هم حتى با مشركين قرارداد صلح امضا كرد، و در مواقعى هم البته مى‏جنگيد.
تفاوت‌هاى شرايط زمان‌های امام حسن علیه السلام و امام حسين علیه السلام
اولين تفاوت اين است امام حسن علیه السلام در مسند خلافت بود. معاويه هم روز به روز نيرومندتر مى‏شود. به علل خاص تاريخى، وضع حكومت اميرالمؤمنين علیه السلام در زمان خودش- كه امام حسن علیه السلام هم وارث آن وضع حكومت بود- از نظر داخلى تدريجاً ضعيف‌تر مى‏شود.
در اينجا وضع امام حسن علیه السلام يك وضع خاصى است، يعنى خليفه مسلمين است كه يك نيروى طاغى و ياغى عليه او قيام كرده است. كشته شدن امام حسن علیه السلام در اين وضع يعنى كشته شدن خليفه مسلمين‏ و شكست مركز خلافت.
اما امام حسين علیه السلام وضعش وضع يك معترض بود در مقابل حكومت موجود؛ اگر كشته مى‏شد- كه كشته هم شد- كشته شدنش افتخارآميز بود، همين‏طور كه افتخارآميز هم شد.
امام حسن علیه السلام وضعش از اين نظر درست معكوس وضع امام حسين علیه السلام است، يعنى كسى است كه در مسند خلافت جاى گرفته است، ديگرى معترض به اوست، و اگر كشته مى‏شد خليفه مسلمين در مسند خلافت كشته شده بود.
پس اگر امام حسن( مقاومت مى‏كرد نتيجه نهايى‏اش ـ آن‏طور كه ظواهر تاريخ نشان مى‏دهد ـ كشته شدن بود اما كشته شدن امام و خليفه در مسند خلافت، ولى كشته شدن امام حسين علیه السلام كشته شدن يك نفر معترض بود.
تفاوت دومى كه در كار بود اين بود كه درست است كه نيروهاى عراق يعنى نيروهاى كوفه ضعيف شده بود اما اين نه بدان معنى است كه به‌كلى از ميان رفته بود و اگر معاويه همين‏طور مى‏آمد يك‌جا فتح مى‏كرد.
اگر امام حسن علیه السلام ايستادگى مى‏كرد يك لشكر انبوه در مقابل معاويه به وجود مى‏آورد، لشكرى كه شايد حداقل سى چهل هزار نفر باشد، و شايد- آن‏طور كه در تواريخ نوشته‏اند- تا صد هزار هم امام حسن( مى‏توانست لشكر فراهم كند كه تا حدى با لشكر جرّار صد و پنجاه هزار نفرى معاويه برابرى كند. اگر امام حسن( مى‏جنگيد، يك جنگ چند ساله‏اى ميان دو گروه عظيم مسلمين شام و عراق رخ مى‏داد و چندين ده هزار نفر مردم از دو طرف تلف مى‏شدند بدون آنكه يك نتيجه نهايى در كار باشد.
اما امام حسين علیه السلام يك جمعيتى دارد كه همه آن هفتاد و دو نفر است. تازه آنها را هم مرخص مى‏كند، مى‏گويد مى‏خواهيد برويد برويد، من خودم تنها هستم. آنها ايستادگى مى‏كنند تا كشته مى‏شوند، يك كشته شدن صد در صد افتخارآميز.
پس اين دو تفاوت در كار هست:
يكى اينكه امام حسن علیه السلام در مسند خلافت بود و اگر كشته مى‏شد، خليفه در مسند خلافت كشته شده بود،
و ديگر اينكه نيروى امام حسن علیه السلام يك نيرويى بود كه كم و بيش با نيروى معاويه برابرى مى‏كرد و نتيجه شروع اين جنگ اين بود كه اين جنگ مدت‌ها ادامه پيدا كند و افراد زيادى از مسلمين كشته شوند بدون اينكه يك نتيجه نهايى صحيحى به دنبال داشته باشد.
عوامل دخيل در قيام امام حسين علیه السلام و مقايسه آن با شرايط زمان امام حسن علیه السلام
سه عامل اساسى در قيام امام حسين علیه السلام دخالت داشته است که هر كدام از اين سه عامل در زمان امام حسن علیه السلام به شكل ديگری است.
عامل اول: كه سبب قيام امام حسين علیه السلام شد اين بود حكومت ستمكار وقت از امام حسين علیه السلام بيعت مى‏خواست. اما وقتى كه قرار شد امام حسنر با معاويه صلح كند، جزء مواد صلح امام حسن علیه السلام بود كه تقاضاى بيعت نباشد و ابداً صحبت بيعت در ميان نيست. مسأله بيعت در جريان كار امام حسن علیه السلام نيست.
عامل دوم: که سبب قيام امام حسين علیه السلام شد دعوت كوفه به عنوان يك شهر آماده بود. مردم كوفه بعد از اينكه بيست سال حكومت معاويه را چشيدند و زجرهاى زمان معاويه را ديدند و مظالم معاويه را تحمل كردند واقعاً بيتاب شده بودند. مردم كوفه هجده هزار نامه مى‏نويسند براى امام حسين علیه السلام و اعلام آمادگى كامل مى‏كنند. اتمام حجت عجيبى بر امام حسين علیه السلام شد كه فرضاً هم زمينه آماده نباشد، او نمى‏تواند آن اتمام حجت را ناديده بگيرد.
حال آنكه در كوفه امام حسن علیه السلام اوضاع درست بر عكس بود. از نظر امام حسن( اتمام حجت بر خلاف شده بود؛ يعنى مردم كوفه نشان داده بودند كه ما آمادگى نداريم. آنچنان وضع داخلى كوفه بد بود كه امام حسن( خودش از بسيارى از مردم كوفه محترز بود.
پس، از نظر دعوت مردم كوفه بر امام حسين علیه السلام اتمام حجت بود و چون اتمام حجت بود بايد ترتيب اثر مى‏داد، اما در مورد امام حسن علیه السلام اتمام حجت بر خلاف بوده و مردم كوفه تقريباً عدم آمادگى‏شان را اعلام كرده بودند.
عامل سوم: كه در قيام امام حسين علیه السلام وجود داشت عامل امر به معروف و نهى از منكر بود؛ يعنى‏ اگر از او علیه السلام تقاضاى بيعت هم نمى‏كردند باز قيام مى‏كرد و اگر مردم كوفه هم دعوت نمى‏كردند باز قيام مى‏نمود.
پيغمبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرماید:
    هر كس پادشاه ستمگرى را بنگرد، كه حرام خدا را حلال كرده، و پيمان خدا را مى‏شكند، با سنّت پيامبر خدا مخالفت مى‏كند، و در ميان مردمان با گناهكارى و ستم حكم مى‏راند، سپس با سخنرانى و اقدام براو نشورد، سزاوار است كه خداوند آن كس را نيز به سرانجام (خوارى و عذاب) آن پادشاه دچار سازد. (حلى‏، 1380، 30)
مسأله فساد عملى حكومت است. معاويه هنوز در زمان امام حسن علیه السلام دست به كار نشده است تا ماهيتش آشكار گردد و تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر زمينه‏اى [براى قيام موجود] باشد يا به اصطلاح تكليفى بالفعل به وجود آيد، ولى در زمان امام حسين علیه السلام صددرصد اينچنين بود. اما براى امام حسن علیه السلام اين مسأله هنوز مطرح نيست.
در زمان امام حسن علیه السلام آنهايى كه معاويه را شناخته بودند به اين صورت شناخته بودند كه درست است كه آدم بدى است اما حاكم خوبى است، اگر او حاكم شود هيچ فرقى ميان مردم كوفه و غير كوفه نخواهد گذاشت. مخصوصاً معروف شده بود به حلم و بردبارى. معاويه معروف بود به حلم سياسى. مردم مى‏رفتند به او فحش مى‏دادند، مى‏خنديد و در آخر پول مى‏داد و آنها را جلب مى‏كرد. هرگز معاويه به عنوان يك حاكم جائر شناخته نشده بود؛ به عنوان يك مرد جاه طلب شناخته شد بود نه بيش از آن.
براى امام حسن علیه السلام حداكثر اين مطرح است كه اگر اينها بيايند، بعد از اين چنين خواهند كرد. اينكه «اگر بيايند بعد از اين چنين مى‏كنند» غير از اين است كه يك كارى كرده‏اند و ما الآن سند و حجتى در مقابل اينها بالفعل داريم که اگر كسى حكومت ستمگرى را ببيند كه چنين و چنان كرده است و سكوت كند، در نزد پروردگار گناهكار است. اين است كه مى‏گويند صلح امام حسن علیه السلام زمينه را براى قيام امام حسين علیه السلام فراهم كرد. لازم بود كه امام حسن علیه السلام يك مدتى كناره‌گيرى كند تا ماهيت اموي‌ها كه بر مردم مخفى و مستور بود آشكار شود تا قيامى كه بناست بعد انجام گيرد، از نظر تاريخ قيام موجّهى باشد.
بنابراين از نظر هر سه عاملى كه انگيزه‏هاى صحيح و مشروع و جدى قيام امام حسين علیه السلام بود، وضع امام حسن( با وضع امام حسين علیه السلام كاملًا متفاوت و متغاير بود. (ر.ک. مطهری، 1385، ‏16، 637-656)


منابع
حلى‏، ابن نما جعفر بن محمد. مثير الأحزان(در سوگ امير آزادى)‏، 30، 1380، قم، حاذق.
مطهری، مرتضی. مجموعه آثار‏، ‏16، 637-656، 1385، تهران، صدرا.

4

ارسال شده در : 28 آبان 96 توسط : نظرات: برای نظر دادن اولین باش! مجموعه: آثار ارسالی خواندن 11080 دفعه

نظر دادن

محتوای بیشتر در این بخش:

تقویم

« سپتامبر 2019 »
دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنچ‌شنبه جمعه شنبه یک‌شنبه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

طرح و برنامه

معارف

مسابقات

آرشیو