doa

بررسی وقایع هنگامه تولد وجود مقدس امام زمان علیه السلام

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بررسی وقایع هنگامه تولد وجود مقدس امام زمان علیه السلام

جمع آوری کننده: عبدالمجید بحرینی

مقدمه

بنابر قول مشهور بين محدثان و مورخان، حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شب نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى در سامرا به دنيا آمد و پدرش غير از او فرزند ديگرى نداشت. (ارشاد، شيخ مفيد، ص 346 ) محمد بن على مى‏گويد: از امام حسن عسكرى عليه السلام شنيدم كه فرمود:

ولىّ خدا و حجت او بر بندگانش و خليفه بعد از من، شب نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى هنگام طلوع فجر، در حالى كه ختنه شده بود، متولد شد و نخستين كسى كه او را با آب كوثر و سلسبيل (از آب‏هاى بهشت) شست و شو داد، رضوان، نگهبان بهشت، با جمعى از فرشتگان مقرب الهى بود .... (منتخب الاثر، ص 320. ) درباره نام مادر آن حضرت روايات گوناگونى در دست است. در روايتى از شيخ طوسى، از مادر آن بزرگوار به نام ريحانه نام برده شده، ولى بلافاصله افزوده شده كه به او، نرجس، صيقل و سوسن نيز مى‏گفتند. (الغيبه، ص 231 ) به نظر عده‏اى، كه شهيد از آن با عبارت «قيل» تعبير آورده، مادر آن حضرت، مريم بنت زيد العلويه بوده است. (بحار الانوار، ج 51، ص 28 ) در روايت حكيمه خاتون كه مشهورترين و مستندترين روايت درباره تولد حضرت بقية اللّه عجل الله تعالی فرجه الشریفمى‏باشد، همان نام «نرجس» آمده است. (همان، ص 2.)

به نظر برخى از محققان، امكان دارد نام اصلى او همان نرجس بوده و ديگر اسامى، به جز صيقل را، بانوى او حكيمه، دختر امام جواد عليه السّلام به وى داده باشد. در آن روزگار، مردمان كنيزان را براى خوشامدگويى به اسامى گوناگون مى‏خواندند؛ دانستنى است كه اسامى نرجس، ريحانه، و سوسن، همه اسامى گلها هستند. (تاريخ سياسى امام دوازدهم، ص 114)

نرجس دوران باردارى خود را بدون اين‏كه آثارى از باردارى در وجود او ظاهر شود سپرى كرد؛ ازاين رو، كسى متوجه حاملگى او نشد، همان‏گونه كه مادر موسى عليه السلام نيز در دوران حاملگى چنين بود؛ زيرا فرعون، شكم زنان حامله را مى‏شكافت و مى‏خواست پيامبرى كه سلطنت او را سرنگون خواهد كرد، متولد نشود. مادر حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از اين جهت همانند مادر موسى بود (ر. ك: تاريخ الغيبة الصغرى، سيد محمد صدر، ج 1، ص 262. ) تا اين‏كه دوران باردارى‏اش سپرى شد و آن حضرت به دنيا آمد.

حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شرايطى پا به عرصه گيتى گذارد كه خبر ولادت و غيبتش توسط پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت بارها به مردم داده شده و جامعه اسلامى به‏ويژه شيعيان به او معتقد گشته بودند.

در همان‏عصرى كه امام‏هادى و امام‏حسن‏عسكرى عليهما السلام از غيبت فرزندشان حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخن مى‏گفتند، صاحبان كتب صحاح، بخارى، مسلم، ابوداود، ترمذى و ابن ماجه مى‏زيستند(اين افراد بين سال‏هاى 256 و 279 درگذشتند. (ر. ك: تاريخ الغيبة الصغرى، ص 241.) ) و روايات نبوى مربوط به حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در كتاب‏هاى خود ثبت مى‏كردند. از اين رو، براى خليفه عباسى فرصت بسيار مغتنمى بود تا اگر بتواند به مولود امام حسن عليه السلام دست يافته، او را از بين ببرد. با توجه به این مقدمه می گوییم  با توجه به شرایط و مقتضیات سالهای تولد وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این تولد همراه با یک سری حوادث  صورت گرفت که در این نوشتار به آنها پرداخته می شود.

الف) شرایط هنگام تولد وجود مقدس حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

تلاشهايى كه عباسيان حاكم بر سامرا و بغداد براى كنترل زندگى امام حسن عسكرى عليه السّلام به عمل آورده بودند، اختفاى مسأله مهم تولّد امام زمان ارواحنا فداه را كاملا توجيه مى‏كند. همچنين اين نكته را كه در آن زمانها، مسأله غيبت آن حضرت بر سر زبانها بوده و بنى عباس در صدد بودند تا به هر طريق ممكن، راه امامت را بر شيعه مسدود سازند، روشن مى‏كند.

شيخ مفيد در آغاز شرح حال امام زمان ارواحنا فداه مى‏نويسد: به دليل مشكلات آن دوران و جستجوى شديد سلطان وقت و كوشش بى‏امان براى يافتن آخرين حجّت خدا ارواحنا فداه ، ولادت آن حضرت بر همگان مخفى ماند. (الارشاد، ص 345)

پيش از آن نيز در روايات امامان عليهم السّلام به ولادت اسرارآميز آن حضرت اشاره شده و حتى اين مطلب يكى از دلايل شناخت وى تعيين شده بود. (منتخب الاثر، ص 287- 288)

تلاش بى‏وقفه بنى عباس براى يافتن فرزندى از امام يازدهم، در بيشتر منابع تاريخى گزارش شده است. احمد بن عبيد اللّه بن خاقان كه كار خراج قم را بر عهده داشته، درباره موضوع كاوش خانه امام عسكرى عليه السّلام، گزارشى داده كه متن آن چنين است:

وقتى خبر بيمارى امام عسكرى عليه السّلام شايع شد، خليفه به دنبال پدرم فرستاد. او به دار الخلافه رفت و همراه پنج تن از كارمندان نزديك خليفه كه از معتمدان او بودند بازگشت. پدرم به آنان دستور داد تا خانه امام را در كنترل خود گرفته و لحظه به لحظه از احوال و اخبار وى اطلاع داشته باشند؛ آنگاه برخى از طبيبان را فرا خوانده و دستور داد شبانه روز بر بالين امام حضور داشته باشند.

پس از دو يا سه روز به او اطلاع دادند كه امام ضعيف‏تر شده است و او دستور داد طبيبان بر مراقبتهاى خود بيفزايند؛ آنگاه پيش قاضى القضات رفت و از او خواست ده نفر از معتمدان خود را كه از نظر دين و ورع، كاملا به آنان اطمينان دارد به منزل امام عسكرى عليه السّلام بفرستد كه شبانه روز در آنجا باشند. اين وضع ادامه داشت تا آن كه امام وفات كرد. پس از اين حادثه، خانه امام عسكرى عليه السّلام به دستور خليفه بررسى دقيق شد و همه چيز مهر و موم گرديد و پس از آن تلاشهاى پى‏گيرانه‏اى براى يافتن فرزندى از آن حضرت آغاز شد؛ حتى كنيزان امام نيز تحت نظر قرار گرفتند تا معلوم شود كدام يك از آنها باردار است؛ يكى از آنها را كه احتمال حمل درباره‏اش مى‏رفت در حجره‏اى تحت مراقبت قرار دادند تا وقتى كه باردار نبودن وى مسلم شد. آنگاه ميراث امام را ميان مادر و برادرش جعفر تقسيم كردند. در همين روايت، به دنبال گزارش مزبور، اشاره‏اى به فرصت طلبى جعفر به منظور جانشينى برادرش شده است؛ از جمله آن كه، وى از عبيد اللّه بن خاقان خواست او را به عنوان جانشينى امام‏ عسكرى عليه السّلام اعلام و معرفى نمايد و او تقاضاى جعفر را رد كرد. (الكافى، ج 1، صص 505- 506؛ الغيبه، صص 131- 132؛ كمال الدين، ج 1، صص 41- 42؛)

روايت ديگرى اشاره بدان دارد كه برخى از شيعيان قم، بى‏خبر از رحلت امام عسكرى عليه السّلام براى پرداخت وجوه خويش به سامرا آمدند. پس از ورود به سامرا، كسانى آنها را پيش جعفر بردند. قمى‏ها نخست در صدد امتحان جعفر بر آمدند؛ بدين منظور از وى پرسيدند: آيا او از مبلغ پولى كه با خود آورده‏اند اطلاع دارد؟ جعفر پس از اظهار بى‏اطلاعى گفت: تنها خدا از غيب آگاه است. در نتيجه قمى‏ها از پرداخت پول به او خوددارى كردند. در آن هنگام، شخصى آنها را به خانه‏اى هدايت كرد و در آنجا پس از آن كه مبلغ وجوهات به آنها گفته شد، پول را به شخصى كه درست گفته بود تحويل دادند. جعفر اين موضوع را به معتمد گزارش داد و به دستور او خانه امام و حتى خانه‏هاى همسايگان آن حضرت تفتيش مجدد شد.

در اينجا بود كه كنيزى به نام ثقيل كه گويا به خاطر حفظ جان امام زمان عليه السّلام ادعاى باردارى كرده بود بازداشت شد و مدّت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمينان به عدم باردارى وى حاصل شد؛ سپس او را رها كردند. (كمال الدين، ص 473- 474)

به طور مسلم، چنين حساسيت شديدى از طرف دستگاه خلافت همراه با تحريكات جعفر، بدان سبب بود تا گذشته از كنترل امام دوازدهم، در صورت عدم دسترسى به آن حضرت، دست كم بتوانند اعلام كنند كه امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزندى نداشته است. احضار افراد موثق در منزل امام نيز براى اين بود تا به ادعاى خود در اين باره رنگ حقيقت داده و شيعيان را دچار حيرت و سردرگمى نمايند، چنانكه در ادامه همان نقل از شيخ طوسى افزوده شده: افراد مورد اعتماد مذكور كه در خانه امام حضور داشتند، شهادت دادند كه آن حضرت در گذشته است. (الغيبه، طوسى، ص 132) حقيقت آن است كه مطابق طرح دقيق و منظمى كه از پيش در اين باره ريخته شده بود، مسأله ولادت آن حضرت از اساس از چشم مردم و حتى بيشتر شيعيان به دور مانده و با اين حال مشكل چندانى نيز به دنبال نياورد.

ب) آگاهى برخى از شيعيان از تولّد امام زمان عليه السّلام‏

البته چنين نبود كه كسى از تولد آخرين حجّت خدا آگاهى نداشته و يا پس از تولد، آن حضرت را نديده باشد. برخى از شيعيان مورد اعتماد و عده‏اى از وكلاى امام عسكرى عليه السّلام و كسانى كه در خانه امام مشغول خدمت بودند از اين امر با خبر بودند.

شيخ مفيد از تعدادى از اصحاب، خادمان و ياران نزديك امام عسكرى عليه السّلام روايت كرده كه آنان موفق به ديدار امام زمان عليه السّلام شده‏اند. محمد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر، حكيمه خاتون دختر امام جواد عليه السّلام، ابو على بن مطهر، عمرو اهوازى و ابو نصر طريف خدمتگزار خانه امام، از آن جمله بودند. (الارشاد، ص 350- 351 و نك: ينابيع المودّه، ص 461)

بدين ترتيب امام حسن عسكرى عليه السّلام فرزند خود را به برخى نشان داد و ايشان را جانشين خويش معرفى كرد.

شيخ كلينى از ضوء بن على عجلى روايت كرده كه مردى ايرانى از اهالى فارس به او گفته بود: به منظور خدمت در منزل امام عسكرى عليه السّلام به سامرا رفتم و امام مرا به عنوان مسئول خريد خانه پذيرفت. وى مى‏گويد: روزى حضرت عسكرى عليه السّلام فرزند خود را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبكم»؛ وى اظهار مى‏كند كه پس از آن نيز تا رحلت امام آن كودك را نديده است. او مى‏افزايد: در زمانى كه وى آن حضرت را ديد، حدود دو سال سن داشته است. (الكافى، ج 1، ص 514)

شايد پراهميت‏ترين ديدار اصحاب امام عسكرى عليه السّلام از حضرت بقية اللّه عليه السّلام زمانى بود كه محمد بن عثمان عمرى از وكلاى خاص امام زمان عليه السّلام همراه با چهل نفر ديگر در خدمت امام بودند. آن حضرت فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود:

هذا إمامكم من بعدى و خليفتى عليكم، أطيعوه و لا تتفرقوا من بعدى فى أديانكم لتهلكوا، أما انّكم لا ترونه بعد يومكم هذا.

اين امام شما پس از من و جانشين من در ميان شماست. از او فرمان بريد و پس‏ از من در دين خود اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك مى‏شويد و پس از اين هرگز او را نخواهيد ديد.

در ادامه اين روايت آمده است كه: چند روز پس از آن، امام عسكرى عليه السّلام رحلت كرد. (منتخب الاثر، ص 355)

همين روايت را شيخ طوسى نيز نقل كرده و برخى رجال شيعه را كه در اين جمع چهل نفرى حضور داشتند، نام برده كه از آن جمله: على بن بلال، احمد بن هلال، محمد بن معاوية بن حكيم و حسن بن ايوب بن نوح بوده‏اند. (منتخب الاثر، ص 355)

نام بردن از آن حضرت در آن دوران ممنوع بود و امام عسكرى عليه السّلام تأكيد داشتند كه تنها با عنوان الحجة من آل محمّد عليه السّلام از ايشان نام برند. (كشف الغمه، ج 2، ص 449)

ج) اختلاف پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام‏

مشكلات سياسى و سخت‏گيريهايى كه خلفاى عباسى براى امامان شيعه به وجود مى‏آوردند، در برقرارى رابطه منظم آنان با شيعيان، نابسامانى‏هايى را ايجاد مى‏كرد.

اين مشكل به ويژه، در فاصله رحلت يك امام و جانشينى امام بعدى رخ داد؛ عده‏اى از شيعيان در شناخت امام خود دچار ترديد شدند و مدتى طول مى‏كشيد تا فرقه‏هاى انشعابى و افكار و انديشه‏هاى ناروا رو به افول نهاده و امام جديد كاملا استقرار يابد.

گاهى اين مشكلات به قدرى تند بود كه جناحى از شيعه را كاملا از بدنه اصلى آن جدا مى‏كرد، چنانكه پيدايش و مقاومت واقفه، فطحيه و حتى اسماعيليه را مى‏توان از مصاديق آن به شمار آورد.

اين مشكل پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام دو چندان بود؛ زيرا گذشته از آن كه تولد و نگهدارى و وصايت امام زمان ارواحنا فداه به طور كاملا محرمانه انجام شده بود، دوران غيبت نيز آغاز شده و تنها پشتوانه نيرومند امامت حضرت حجّت، در يك بخش، ميراث عظيم احاديث موجود درباره اصل مهدويت و پاره‏اى از لوازم آن و در بخش‏ ديگر، استقرار سيستم ارتباطى قوى و حضور برخى از عناصر سرشناس شيعه در ميان امام عسكرى عليه السّلام از يك سو و شيعيان آن حضرت از سوى ديگر بود.

چگونگى پيدايش اختلاف در ميان شيعيان پس از رحلت حضرت عسكرى عليه السّلام در كتابهاى «المقالات و الفرق» و «فرق الشيعة» نوبختى به تفصيل گزارش شده است. شيخ مفيد گزارش نوبختى را با تلخيص و اضافاتى نقل و نقد كرده است.

اشعرى از پانزده فرقه نام مى‏برد كه هر يك اعتقاد خاصى درباره جانشينى امام عسكرى عليه السّلام را دنبال كردند؛ چنان كه شمارى در امامت امام يازدهم نيز دچار ترديد شدند، چرا كه گمان مى‏كردند فرزندى از ايشان باقى نمانده است، بنابراين، در امامت خود آن بزرگوار هم ترديد كردند. نوبختى ابتدا از چهار فرقه نام برده اما در ضمن تشريح تك تك آنها، از سيزده فرقه ياد كرده است. شيخ مفيد به نقل از نوبختى، چهارده فرقه را نام برده است. (المقالات و الفرق، ص 102- 116؛ فرق الشيعة، ص 96- 112)

شيخ ديدگاههاى اصلى اين فرقه‏ها را- كه ذيلا به جمع‏بندى آنها خواهيم پرداخت- نقل كرده و با استناد به روايات و استدلالهاى كلامى، به نقد آنها پرداخته است.( الغيبه، طوسى، صص 130- 135) در مقام جمع‏بندى فرقه‏هاى مزبور، مى‏توان گفت كه آنها از لحاظ اصولى، به پنج گروه به ترتيب زير تقسيم مى‏شوند:

1- كسانى كه رحلت امام عسكرى عليه السّلام را باور نداشته و او را به عنوان «مهدى آل محمد عليهم السّلام» زنده مى‏دانند و به نام «واقفه»؛ يعنى كسانى كه بر امام عسكرى توقف كرده‏اند، شناخته مى‏شوند. (كمال الدين، ص 40)

2- كسانى كه پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام به برادر آن حضرت جعفر بن على الهادى گرويده و به دليل آن كه فرزند امام عسكرى عليه السّلام را نديده بودند، به امامت جعفر ملقب به كذاب گردن نهادند كه دسته‏اى از آنان وى را به جانشين امام يازدهم و دسته‏اى ديگر او را به عنوان امام يازدهم مى‏شناختند: به اينها «جعفريه» مى‏گفتند.

3- عده‏اى كه پس از انكار امامت حضرت عسكرى عليه السّلام به امامت اولين فرزند امام هادى عليه السّلام «محمد» كه در حيات پدر چشم از جهان فرو بسته بود، گرويدند؛ به اينان «محمديه» گفتند.

4- شمار ديگرى بر اين باور بودند، همانگونه كه پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ديگر پيامبرى نخواهد آمد، پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام نيز امامى وجود نخواهد داشت.

5- فرقه ديگر، اماميه بودند كه اكثريت قريب به اتفاق شيعيان را تشكيل مى‏دادند و به امامت حضرت مهدى عليه السّلام اعتقاد داشتند. اين جريانى بود كه رهبرى اصولى شيعيان امامى را به عهده گرفت. (تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، صص 103- 112)

از اين فرقه‏ها، تنها فرقه‏اى كه مورد حمايت برخى از چهره‏هاى معروف قرار گرفت، قائلين به امامت جعفر بن على است كه به نوشته نوبختى، يكى از متكلمان كوفه به نام على بن الطاحى از آنها حمايت كرد و خواهر فارس بن حاتم قزوينى- غالى مشهور- نيز او را در اين كار يارى داد. (فرق الشيعة، ص 99) پيش از آن نيز، هواداران فارس بن حاتم كه از طرف امام هادى عليه السّلام سخت مورد ملامت قرار گرفته بود، در زمان حيات امام عسكرى عليه السّلام مسأله امامت جعفر را مطرح مى‏كردند. گاه هم گفته مى‏شد كه محمد فرزند امام هادى عليه السّلام كه در واقع امام بوده، پس از خود، جعفر را به امامت برگزيده است.

آنچه مسلم است اين كه فرقه جعفريه- به معناى طرفداران امامت جعفر بن امام هادى عليه السلام ، سرسختترين مخالفان اماميه بوده و در ميان شيعيان نيز هوادارانى از غاليان و جز آنها داشته‏اند. نمونه آنها، همان على طاحن  و نيز على بن حسن بن فضال است كه از فطحى مذهبان بود و در ادامه، به امامت جعفر معتقد شد. شايد بتوان گفت كه پس از انشعاب زيديه و اسماعيليه، ايجاد گرايش شيعى پيرو جعفر، انشعاب بزرگى بود كه رخ داد و گرچه در بغداد به دليل گرايش آل نوبخت به تشيع امامى دوامى نياورد، در نقاط ديگر به طور محدود به زندگى خود ادامه داد.

شيخ مفيد تأكيد فرموده، در سال 373 هجرى كه وى مشغول تنظيم اين متن‏ بوده، از فرق چهارگانه بالا، تنها اماميه موجوديت خود را ادامه مى‏دهد و در وصف آنان چنين مى‏گويد:

اماميه از نظر تعداد و از لحاظ علمى، پرجمعيت‏ترين فرقه شيعه هستند. آنان دانشمندان علم كلام و صلحا و عبادت‏پيشگان فقيه و علماى حديث و ادبا و شعراى زيادى را به خود اختصاص داده‏اند. اينان «وجه الامامية و رؤساء و المعتمد عليهم في الديانة» مى‏باشند. (الفصول المختاره، ص 261)

شيخ طوسى نيز پيروى براى مذهب وى نشناسانده است. (الغيبه، ص 218) با اين حال شواهد نشان مى‏دهد كه در برخى از نقاط دور دست، يارانى براى جعفر مانده‏اند كه تاكنون نيز مذهب خويش را حفظ كرده‏اند. (تفصيل اين مسأله را بنگريد در: مكتب در فرآيند تكامل، صص 120- 121)

مذهبى كه توانست خود را در مركز خلافت اسلامى حفظ كرده و حضور قاطع خود را نگاه دارد، مذهب امامى بود كه به فرزند امام عسكرى عليه السّلام حضرت حجة بن الحسن العسكرى- عجل الله تعالى فرجه الشريف- ايمان آورد و توانست عمده شيعيان را در مسيرى مشخص هدايت كند. اين نشانگر آن است كه اقدامات صورت گرفته و مقدماتى كه از پيش براى چنين تحوّلى ترتيب داده شده بود، از چنان دقت و استحكامى برخوردار بود كه به راحتى از گرفتارى اكثريت شيعه در وادى فرقه‏سازيهاى مخرب، جلوگيرى كرده است.

به هر روى بايد توجه داشت كه مسأله غيبت، به سادگى براى جامعه شيعه حل نشده و در دهه‏هاى پايانى قرن سوم و نيز قرن چهارم، دشواريهاى زيادى در اين زمينه در جامعه شيعه به وجود آمد. همين امر بود كه علماى شيعه را بر آن داشت تا به تفصيل درباره مسأله غيبت به تأليف پرداخته و ابعاد آن را روشن كنند. بسيارى از عالمان اين دوره آثارى در اين موضوع تأليف كرده‏اند.

محمد بن بحر رهنى در انتهاى قرن چهارم، كتابى در اين زمينه نگاشت. (معالم العلماء، ص 96 ) شيخ صدوق، به عنوان بزرگترين محدث شيعى در نيمه قرن چهارم، كتاب پرارج «كمال‏ الدين و تمام النعمه» را در پاسخ به همين شبهات و حيرتهايى تأليف كرد كه در اين زمينه به وجود آمده بود. محمد بن ابراهيم نعمانى در همين قرن، كتاب الغيبه خود را براى دفع ترديدى كه براى شيعيان رخ داده و سبب اختلاف ميان آنها شده بود تأليف كرد. (الغيبه، نعمانى، ص 21) او علت اين شك و ترديدها را عدم توجه به روايات فراوانى كه درباره مسأله غيبت وارد شده، دانسته و خود اين مهم را بر عهده گرفته است. به جز نعمانى كه در نيمه اول قرن چهارم هجرى كتاب الغيبه را نوشت، بسيارى در اين باره تأليفاتى دارند؛ از جمله در قرن چهارم، شيخ مفيد چندين نوشته تأليف كرد كه نجاشى در رجال خود از آنها نام مى‏برد. (رجال النجاشى، صص 283- 287)

پس از مفيد، مهمترين اثر در اين زمينه را شيخ طوسى در سال 447 با عنوان «كتاب الغيبه» پديد آورد. با گذشت زمان طبعا ضرورت بررسى و تبيين مسأله غيبت و پاسخ گويى به مسائل جنبى آن، به طور جدى احساس مى‏شده است. (درباره به سير كتاب‏نويسى درباره مسأله غيبت بنگريد: نور مهدى عليه السّلام، مقاله سير تاريخى غيبت امام، صص 77- 95)  شيخ طوسى اين ضرورت را در آغاز كتاب خود خاطر نشان كرده است. (الغيبه، صص 2- 3)

منبع : کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام ، تالیف رسول جعفریان

ارسال شده در : 10 ارديبهشت 97 توسط : نظرات: برای نظر دادن اولین باش! مجموعه: آثار ارسالی خواندن 7228 دفعه

نظر دادن

محتوای بیشتر در این بخش:

تقویم

« ژوئن 2019 »
دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنچ‌شنبه جمعه شنبه یک‌شنبه
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30

طرح و برنامه

معارف

مسابقات

آرشیو