doa

گام چهارم

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

فاطر آسمان ها و زمين‏


به گذشته خويش مى‌‏نگرم، دوران كودكى‌ را به خاطر مى‌‏آورم‏ ولى‌ از دوران شيرخوارگى‌ چيزى‌ به ياد نمى‌‏آورم، امّا چهره‏ لطيف و كوچك آن دورانم را مى‌‏توانم در آغوش مادرم ببينم، چهره خواهرم را، او تازه به دنيا آمده است، چشم هاى‌ كوچك‏ و زيبايش را كه مى‌‏گشايد، گويى‌ از آسمان آبى‌ پرده بر مى‌‏دارد، تازگى‌ با لب هاى‌ نازكش لبخند مى‌‏زند و با انگشت هاى‌ ظريفش‏ چيزها را مى‌‏گيرد و به سوى‌ دهان مى‌‏برد.
مدّت ها كنار او مى‌‏نشينم و به انديشه مى‌‏پردازم: چه كسى‌ مرا در شكم مادر بدين گونه پرورده است؟ چه نقّاش زيبا آفرينى‌! چه‏ مجسمه‏ ساز توانايى‌! چه خوب مى‌‏دانسته كه تو به چه چيزهايى‌‏ نياز دارى‌، همه را به تو بخشيده است، دو چشم زيبا، دو گوش‏ شنوا، دو دست و دو پا.............براى‌ تو آفريده است. مهرت را در دل‏ مادر نهاده و تو را به اين نيكويى‌ پرورده است. راستى‌! پروردگار تو كيست؟ من هم مانند تو نوزاد كوچكى‌ بوده ‏ام، هيچ نقشى‌ در آفرينش خود نداشته ‏ام. نقّاش توانايى‌ اين شكل و رنگ را بر چهره ‏ام كشيده و وجود قدرتمندى‌ مرا اين گونه ساخته و پرداخته است.............راستى‌!پروردگار من كيست؟
همه انسان ها چنين سؤالى‌ را از خويش مى‌‏كرده‏ اند، به نياز خود مى‌‏نگريسته‏ اند، به دوران كودكى‌ و شيرخوارگى‌ و پيش از آن به هنگامى‌ كه در شكم مادر بوده ‏اند، نظر مى‌‏كرده ‏اند، به نياز خود پى‌ مى‌‏برده ‏اند و در مى‌‏يافته ‏اند كه وجود بى‌‏نياز و قدرتمندى‌ آنان‏ را آفريده و اين چنين پرورده است، و از خويش مى‌‏پرسيده‏ اند كه:پروردگار من كيست؟
فطرت پاكشان آنان را به پروردگار بزرگشان رهنمون مى‌‏شده و درك روشن شان‏ آنان را به ستايش و عبادت او دعوت مى‌‏كرده است. و هميشه در طول تاريخ، انسان ها با نهاد حق‏ گراى‌ خويش با پروردگارشان -پروردگارى‌ بى‌‏نياز و قدرتمند- آشنا بوده ‏اند و او را به يگانگى‌ مى‌‏پرستيده ‏اند اما گاه هم به لغزش مى‌‏افتاده‏ اند و بت هاى‌ بيجان و مجسمه‏ هاى‌ ناتوان، يا خورشيد و ستارگان را پروردگار خويش مى‌‏شمرده ‏اند و اين‏ لغزش ريشه همه پريشاني ها و مايه همه بدبختي هاشان مى‌‏شده است. به علت اين لغزش‏ ديگر به هر ذلّتى‌ تن مى‌‏دادند و هر ستمى‌ را مى‌‏پذيرفتند، به ظلمت و ضلالت در مى‌‏افتادند و در انبوه تاريكي ها اسير مى‌‏شدند.
ولى‌ خداى‌ مهربان و بزرگ -كه آنان را پرورده- رهايشان نمى‌‏كرده و براى‌‏ بيدارى‌ و آگاهي شان، پيامبرانى‌ مى‌‏فرستاده است، تا آنان را با پيام هاى‌ خويش از ظلمت‏ شرك و انحراف برهانند و در راه بيداريشان بكوشند و به خداپرستى‌ و توحيد فرا خوانند و با شرك و بت‏ پرستى‌ -كه مايه همه اسارت هاست- قاطع و بى‌‏امان مبارزه كنند.
حضرت ابراهيم يكى‌ از بزرگترين پيامبران الهى‌ است كه خدا او را براى‌ نجات‏ و هدايت مردم مبعوث نمود، تا آگاهى‌ بخش و بيدار ساز قومش باشد، چراغ عقلشان را بر افروزد و دلشان را از عشق و اميد به پروردگارشان لبريز سازد. نيكي ها و زيبايي ها را به‏ آنان بنماياند و از زشتي ها و پليدي ها بازشان دارد.
در آن روزگار اكثر مردم بت‏پرست بودند، از سنگ و چوب مجسّمه‏ اى‌‏ مى‌‏ساختند و در مقابلش به خاك مى‌‏افتادند و يا خورشيد و ماه و ستاره مى‌‏پرستيدند. خدا هدايت و نجات چنين مردمى‌ را بر عهده حضرت ابراهيم نهاد و او را در سنّ جوانى‌‏ به سوى‌ قومش فرستاد. اما چون بر بت ‏پرستى‌ خو گرفته بودند، ارشاد و هدايت آنان‏ بسيار دشوار بود، با اينهمه حضرت ابراهيم -به امر خدا- به هدايت و ارشادشان همّت‏ گماشت، گاه و بيگاه در عبادتگاه شان شركت مى‌‏نمود و در فرصت هايى‌ كه پيش مى‌‏آمد با آنان سخن مى‌‏گفت، با لحن آرام و دلپذيرش درباره پروردگار مهربان صحبت مى‌‏كرد و با خوش اخلاقى‌ و مهربانى‌ درباره خداى‌ جهان آفرين -كه آفريدگار و پروردگار همه‏ است- گفتگو و مباحثه مى‌‏نمود و با دليل هاى‌ روشن و آشكار خدا را به مردم معرّفى‌‏ مى‌‏كرد. او مى‌‏دانست كه براى‌ نجات و رهايى‌ اين مردم از شرك و ذلّت و ستم، در مرحله‏ نخست بايد عقل ها و انديشه ‏ها را بيدار ساخت. و لذا براى‌ بيدار سازى‌ انديشه‏ هاى‌‏ خفته ‏شان مى‌‏كوشيد.
هنگامى‌ كه بت‏ پرستان را مى‌‏ديد كه در مقابل مجسمه‏ اى‌ به خاك افتاده ‏اند، از آنان مى‌‏پرسيد:آيا آنچه با دست خود تراشيده‏ ايد، مى‌‏پرستيد؟يعنى‌ كه دست ساخته‏ و پرداخته شما مخلوق و پرورده شماست، چگونه مى‌‏تواند خالق و پروردگار شما باشد؟ مجسّمه‏ اى‌ كه ساخته و پرورده من است، چگونه مى‌‏تواند پروردگار من باشد؟
هنگامى‌ كه از عبادتكده ستاره‏ پرستان مى‌‏گذشت، مى‌‏ديد كه گروهى‌ چشم به‏ آسمان دوخته و به انتظار نشسته ‏اند، مى‌‏پرسيد:در انتظار چه نشسته ‏ايد؟
-منتظريم تا شب فرا رسد و پروردگارمان طلوع كند و ما در مقابلش به عبادت و نيايش برخيزيم.
غروب هنگام بود، حضرت ابراهيم هم در كنارشان به انتظار نشست تا هوا تاريك شد و ستاره زيباى‌ زهره از افق سر زد، ستاره‏ پرستان به سجده افتادند و به انجام‏ مراسم ويژه عبادت پرداختند. حضرت ابراهيم به جايگاه بلند زهره نگريست و زيبايى‌ و روشنى‌ آن را ديد و گفت:اين پروردگار من است؟!
ستاره ‏پرستان اين سؤال را از حضرت ابراهيم شنيدند و با ابراهيم به گفتگو پرداختند: ديگر اين ستاره زيبا دست ساخته و پرورده ما نيست كه ما را سرزنش كنى‌ و بگويى‌ چگونه آنچه را كه خود تراشيده ‏ايد، مى‌‏پرستيد؟
در ميان گفتگوهاشان، ستاره زيباى‌ زهره آرام آرام سر به افول نهاد و به افق‏ نزديك شد و غروب كرد و از ديدگان عبادتگران خويش پنهان شد.

حضرت ابراهيم گفت: شگفتا!چگونه اين ستاره را كه افول مى‌‏كند پروردگار خود بدانم؟ چون اين ستاره با حركت و طلوع و غروب خود مى‌‏گويد كه من زير فرمان‏ قدرت پروردگارى‌ هستم كه مرا به حركت در آورده و طلوع و غروبى‌ برايم تقدير نموده‏ است ، نه.............!من چيزى‌ را كه به افول و پستى‌ افتد دوست ندارم و آن را پروردگار خود نمى‌‏شناسم، چون چنين وجود نيازمند و محتاجى‌ نمى‌‏تواند پروردگار من باشد.
ستاره ‏پرستان اين سخنان را از حضرت ابراهيم شنيدند و به فكر فرو رفتند، پاسخى‌ براى‌ حجّت و برهان حضرت ابراهيم نداشتند.
ماه طلوع كرد زيباتر و روشن‏تر.
حضرت ابراهيم گفت:اين پروردگار من است؟! ماه پرستان اين سؤال را شنيدند و با حضرت ابراهيم به گفتگو پرداختند، امّا ماه هم پس از گذشت چند ساعت به سوى‌‏ مغرب سرازير شد.نه.............! اين هم پروردگار من نيست، اين هم طلوع و غروب دارد، اين‏ هم حركت و تغيير دارد، به زمان و مكان نيازمند است. چنين موجودى‌ نمى‌‏تواند پروردگار من باشد ، چون او خود محتاج و نيازمند است.
ماه پرستان اين سخنان را شنيدند و به فكر فرو رفتند، پاسخى‌ براى‌ اين حجّت‏ آشكار حضرت ابراهيم نداشتند.
خورشيد طلوع كرد، بزرگتر و روشنتر.
-اين پروردگار من است؟! امّا خورشيد هم بالاخره به مغرب رسيد و افول كرد. نه.............!خورشيد پروردگار من نيست، او خود در حركت و گذر و تغيير است، او خود نيازمند است.
حضرت ابراهيم در اين هنگام از ميان مشركان برخاست و گفت:
من از اين چيزهايى‌ كه مى‌‏پرستيد، بيزارم و آنها را نمى‌‏پرستم. اين خورشيد و اين ماه و اين ستاره آفريننده ديگرى‌ دارند، من‏ رو به سوى‌ كسى‌ كرده‏ ام كه آسمان ها و زمين را پديد آورده‏ است، او پروردگار من است، او سزاوار ستايش و عبادت من‏ است، او تنها قدرتى‌ است كه بر اين جهان حاكم است، به او ايمان آوريد و ايمان خود را با ظلم و ستم نيالاييد تا راه امن و هدايت بپيماييد.

توضيح و بررسى‌‏
اين حجّت خدا بود كه به حضرت ابراهيم آموخت تا قومش را بيدار و آگاه سازد و از پندارهاى‌ موهوم و اعتقادات غلط برهاند. اين برهان بر همان دريافت فطرى‌ همه‏ انسان ها استوار است كه «هر پديده‏اى‌ علّتى‌ دارد». بر اين اساس قوم حضرت ابراهيم‏ ترديدى‌ نداشتند كه خود پرورده و آفريده ديگرى‌ هستند و دست قدرتمند ديگرى‌ است‏ كه آنها را اينچنين مى‌‏پرورد و ناچار پروردگارى‌ دارند. امّا در شناخت پروردگارشان به‏ لغزش افتاده بودند: گروهى‌ بت مى‌‏پرستيدند و گروهى‌ خورشيد، عدّه ‏اى‌ ماه و برخى‌‏ ستاره را، پروردگار خود مى‌‏دانستند. حضرت ابراهيم با سؤال هاى‌ كوتاه خرده‏ هاى‌‏ خفته‏ شان را تكان مى‌‏داد، هشدار مى‌‏داد تا شايد بيدار شوند و زشتى‌ شركت را ببينند و به‏ زيبايى‌ توحيد و خدا پرستى‌ در آيند.
حضرت ابراهيم در ميانشان مى‌‏نشست و با مهربانى‌ و رأفت با آنان به گفتگو مى‌‏پرداخت و بر باورهاى‌ فطرى‌ و مورد قبول شان تكيه مى‌‏كرد و مى‌‏كوشيد تا از خانه‏ تاريكشان دريچه ‏اى‌ به سوى‌ نور به رويشان بگشايد. به آنان توجّه مى‌‏داد كه اين چيزهايى‌‏ را كه مى‌‏پرستيد، خود نو پديد و نيازمندند، طلوع و غروب دارند و به پستى‌ و افول‏ مى‌‏گرايند و ناچار به سرچشمه بى‌‏نيازى‌ متّكى‌ هستند، آن سرچشمه بى‌‏نياز است كه‏ پيداگر آنهاست، فاطر و پديدآور زمين و آسمان ها است و هم او پروردگار شماست. من‏ حنيف و حق‏ گرا هستم و به سوى‌ او رو كرده ‏ام او كه فاطر سماوات و ارض است و هرگز براى‌ او شريكى‌ قرار نمى‌‏دهم و حكومت و ولايت غير او را نمى‌‏پذيرم و به عبادت‏ و اطاعت غير او نمى‌‏پردازم.
و خدا اين سخن حضرت ابراهيم را در قرآن كريم بيان مى‌‏كند و از همه‏ انسان هاى‌ حق‏گرا و حنيف مى‌‏خواهد كه به او اقتدا كنند و چون ابراهيم دل از همه‏ بردارند و به فاطر آسمان ها و زمين بپيوندند و به او مهر ورزند و با او آشنا و مأنوس‏ شوند.

آيه ‏اى‌ از قرآن كريم‏


اِنّى‌ وَ جَّهتُ وَجهىَ لِلَّذى‌ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَرضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ‏ المُشركينَ. سوره انعام آيه 79
من روى‌ خويش به سوى‌ كسى‌ نموده‏ام كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من حق‏گرا هستم و از مشركين نيستم.

 

برگرفته از کتاب آموزش دین آقای ابراهیم امینی

ارسال شده در : 09 شهریور 98 توسط : نظرات: برای نظر دادن اولین باش! مجموعه: خداشناسی خواندن 2368 دفعه

نظر دادن

محتوای بیشتر در این بخش:

تقویم

« آوریل 2020 »
دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنچ‌شنبه جمعه شنبه یک‌شنبه
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

طرح و برنامه

معارف

مسابقات

آرشیو