doa

گام سوم

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

دو برهان درباره خداشناسى‌‏


برهان بيان متين و روشنگرى‌ است كه موجب روشن شدن مطلبى‌ مى‌‏شود و جهل‏ و ترديد را در مورد آن برطرف مى‌‏كند، به چنين بيانى‌«برهان»گفته مى‌‏شود.
تاكنون با دو برهان درباره خداشناسى‌ آشنا شده ‏ايم:برهان نظم و برهان عليّت و اينك به بررسى‌ و مقايسه اين دو برهان مى‌‏پردازيم:


نخست برهان نظم -بحثهاى‌ خداشناسى‌ كه در نخستين بحث اين كتاب و در دوره‏ هاى‌ پيش از اين خوانده‏ ايد همه بر اساس«برهان نظم»نوشته شده است، مثلا در سال گذشته پس از آن كه با ساختمان دستگاهى‌ از دستگاه هاى‌ بدنمان آشنا شديم، چنين‏ خوانديم:
در ريزه كاري ها و ظرافت هاى‌ شگفتى‌ كه در اين دستگاه به كار رفته خوب تر بينديشيم، در نظم و هماهنگى‌ و ارتباط دقيق گردش‏ خون با كار كليه‏ ها و كار كليه‏ ها و ارتباط آنها با ميزناى‌ و ارتباط ميزناى‌ با مثانه.............بهتر تأمّل كنيم، چه مى‌‏بينيم؟ آيا يك‏ مجموعه با هدف و منظم؟يا يك مجموعه بى‌‏هدف و نامنظم؟ .............از مشاهده و دقت در اين اندام بسيار ظريف و مهم و اين‏ مجموعه حساس و دقيق چه مى‌‏فهميد؟ از دقت و نظم و حسابى‌‏ كه در خلق اين مجموعه و چگونگى‌ شكل و اندازه و ارتباط و هماهنگى‌ و همكارى‌ آنها بكار رفته، چه در مى‌‏يابيد؟ آيا بر اين‏ باور يقين نمى‌‏كنيد كه اين دستگاه دقيق و منظّم -و ساير دستگاه هاى‌ بدنمان- خود بخود و بي حساب پديد نيامده است؟ آيا ممكن است انسان عاقل و انديشمندى‌ بپذيرد كه طبيعت‏ تاريك و خاموش و بى‌‏شعور پديدآور چنين نظم شگرفى‌ است؟ هرگز.............بلكه هر فرد خرد آشنا و فهميده‏ اى‌ اذعان مى‌‏كند كه‏ وجود دانا و توانايى‌ آن را آفريده و در آفرينش آن هدفى‌ را منظور نموده است. بر اين اساس هر فرد خردمندى‌ با نگاه به‏ اين همه اسرار و شگفتي ها، ايمانش را به آفريدگارى‌ بزرگ و دانا و توانا تقويت و تحكيم مى‌‏كند و در مقابل شكوه قدرت و فراوانى‌ نعمت او سر تسليم و تعظيم فرود مى‌‏آورد.
اين برهان كه درباره خداشناسى‌ خوانده‏ ايد«برهان نظم»نام دارد، يعنى‌ به‏ پديده‏ هاى‌ جهان آفرينش مى‌‏نگريم و نظم و ارتباط و هماهنگى‌ و محاسبه و تقدير و اندازه ‏گيرى‌ را در ذرّه ذرّه آن مى‌‏بينيم و نتيجه مى‌‏گيريم كه خالق و فراهم آورنده اين‏ دستگاه هاى‌ منظم و هماهنگ و بهم پيوسته، وجود قادر و عالمى‌ است كه توانسته با علم‏ و قدرت خويش چنين نظم و آهنگ بديعى‌ را پديد آورد. چون اگر نادان و ناتوان بود نتيجه كارش جز بى‌‏نظمى‌ و ناهماهنگى‌ و بى‌‏حسابى‌ و بى‌‏هدفى‌ چيزى‌ نبود.
«برهان نظم»بطور خلاصه اين چنين بيان مى‌‏شود:
جهان آفرينش بر اساس نظم و ترتيب و هماهنگى‌ و ارتباط كامل استوار است، هر نظم و ترتيبى‌ و هر هماهنگى‌ و تقديرى‌‏ ساخته و پرداخته سازنده‏ اى‌ دانا و تواناست، پس اين جهان هم‏ مخلوق آفريدگارى‌ دانا و تواناست.
در اين برهان، (برهان نظم)، ابتدا به نظم و هماهنگى‌ و حساب و تقديرى‌ كه در اجزاى‌ جهان است توجّه مى‌‏كنيم و آنگاه با توجّه به اين باور كه «هر نظم و تقديرى‌‏ تقدير كننده آگاه و توانايى‌ دارد»، نتيجه مى‌‏گيريم كه اين نظم و هماهنگى‌ عظيمى‌ هم كه در جهان برقرار است خالقى‌ دانا و توانا دارد.
دوّم برهان علّيّت -دو درس گذشته كه در اين كتاب خوانده ‏ايد، بر اساس برهان‏ علّيّت نگاشته شده است، در برهان علّيّت، ديگر به نظم و هماهنگى‌ ميان اجزاى‌ پديده‏ ها و پديده ‏هاى‌ اين جهان نمى‌‏نگريم بلكه به ذات و هستى‌ پديده‏ ها نظر مى‌‏كنيم و به نياز ويژه‏ اى‌ كه هر پديده به علّت دارد نظر مى‌‏دوزيم و بنابر قانون علّيّت -كه هر انسانى‌ به‏ آن عميقا باور دارد- مسأله را اينچنين طرح مى‌‏كنيم:
هر پديده‏ اى‌ كه بوجود مى‌‏آيد وجودش از خودش نيست، بلكه‏ وابسته و نيازمند به چيز ديگرى‌ است كه آن چيز ديگر«علّت» نام دارد.
اين جهان نيز -كه مجموعه ‏اى‌ از پديده‏ هاى‌ گوناگون است- ناچار علّتى‌ دارد، پديده‏ هاى‌ اين جهان سرچشمه‏ اى‌ دارد، آفريدگار بزرگ و نيرومند و بى‌‏نيازى‌ دارد، او علّت و سرچشمه اين آبشار بلند هستى‌ است، هر قطره‏ اى‌ و هر ذرّه‏ اى‌‏ و هر پديده ‏اى‌ در هستى‌ و ريزش خويش به او نيازمند است و او به چيزى‌ نيازمند و همانند نيست.
اگر انسان خوب بينديشد، به روشنى‌ مشاهده مى‌‏كند كه جهان و جهانيان به يك هستى‌ و قدرت نامتناهى‌ متّكى‌ هستند و از سرچشمه مهر و رحمت و بخشش او، وجود و هستى‌ مى‌‏گيرند.
در برهان علّيّت سخن از اين است كه هر پديده‏ اى‌ كه به وجود مى‌‏آيد وجودش‏ وابسته و نيازمند است. وجودش از خودش نيست بلكه به علّتى‌ متّكى‌ است و جهان و هر چه در آن است -كه يكسره پديده هستند و همه در آفرينش هستند- ناچار از منبع عظيم قدرت‏ و هستى‌ بيكرانى‌ سرچشمه مى‌‏گيرند كه آن قدرت بى‌‏منتها را خدا مى‌‏ناميم. 
هر دو برهان -برهان نظم و برهان علّيّت- براى‌ اين است كه گرد و غبار غفلت و بى‌‏توجّهى‌ را از چشم انديشه و فطرت انسان پاك كند تا انسان با فطرت پاك و عقل‏ بيدار خويش واقعيات را بنگرد و روشن‏ ترين روشن ها را ببيند و ايمان خود را به خداى‌‏ قادر متعال تحكيم و تقويت نمايد.
امّا فطرت هاى‌ پاك انسان هاى‌ آگاه به آفريننده بزرگ و تواناى‌ خويش آنچنان‏ يقين و باور دارند و آن قدر اين موضوع بر ايشان روشن و قطعى‌ است كه كمتر به اقامه‏ برهان و دليل نياز دارند. اين فطرت هاى‌ پاك و اين انسان هاى‌ آگاه همه چيز را به قدرت‏ و اراده شكست ‏ناپذير خداى‌ بزرگ متّكى‌ مى‌‏بينند و در همه سختي ها و دشواري ها به او پناه‏ مى‌‏برند و هرگز دچار يأس و نااميدى‌ نمى‌‏گردند، چون مى‌‏دانند كه هر پديده‏ اى‌ هر چه هم‏ نيرومند باشد باز نيازمند به خداى‌ بزرگ است و زير فرمان و اراده اوست. اين‏ فطرت هاى‌ پاك و اين انسان هاى‌ آگاه -چون همه چيز را نيازمند خدا مى‌‏بينند- جز در مقابل خداى‌ بزرگ، در مقابل چيز ديگرى‌ تسليم نمى‌‏شوند و نسبت به هيچ فرمان و هيچ‏ ولايتى‌ -جز ولايت و فرمان وى‌- پذيرا نمى‌‏گردند و زندگى‌ دنيا را با عزّت و پيروزى‌‏ به سعادت جاودان آخرت مى‌‏رسانند.

آيه‏ اى‌ از قرآن كريم‏
رَبُّكُم رَبُّ السَّمواتِ وَ الاَرضِ الَّذى‌ فَطَرَهُنَّ. سوره انبياء 56
پروردگار شما همان پروردگار آسمان ها و زمين است كه آنها را پديد آورده است.

 

خدا جويى‌

تا آنجا كه تاريخ نشان مى‌‏دهد و در حفّاري ها و تحقيقات باستان شناسى‌ بدست آمده‏ است انسان هاى‌ گذشته و حتّى‌ انسان هاى‌ قبل از تاريخ نيز با خدا آشنا بوده ‏اند و در برابر ذاتى‌ عظيم كرنش و عبادت مى‌‏كرده ‏اند و براى‌ رضاى‌ او مراسمى‌ انجام مى‌‏داده‏ اند.
اكنون اين سؤال پيش مى‌‏آيد كه بشر در آغاز چگونه متوجّه خدا شد؟ چه عامل و انگيزه ‏اى‌ او را به فكر خداپرستى‌ انداخت؟ چه عاملى‌ او را رهنمون شد كه براى‌ جهان‏ آفريدگارى‌ جستجو كند؟ منشأ و ريشه اين انديشه چيست؟ اصولا چه عاملى‌ باعث شد كه انسان به فكر خدا و خداپرستى‌ بيفتد و در اين باره بينديشد؟
با كمى‌ دقّت پاسخ اين سؤال را مى‌‏توان پيدا كرد -همان گونه كه در بحث سوم‏ گفته شد- در بشر غريزه ‏اى‌ وجود دارد به نام غريزه «علّت جويى‌». بشر از نخستين‏ روزگار علّيّت را مى‌‏شناخته و براى‌ هر پديده ‏اى‌ و هر موجود نيازمندى‌، علّتى‌ جستجو مى‌‏كرده است، اگر گرسنه مى‌‏شد دنبال غذا مى‌‏رفت زيرا غذا خوردن را علّت و عامل‏ رفع گرسنگى‌ مى‌‏دانست. اگر تشنه مى‌‏شد براى‌ رفع عطش به سراغ آب مى‌‏رفت چون آب‏ را علّت رفع تشنگى‌ مى‌‏دانست. اگر صدايى‌ را از پشت ديوار مى‌‏شنيد يقين داشت كه‏ صدا علّتى‌ دارد و در صدد يافتن علّتش بر مى‌‏آمد. اگر بيمار مى‌‏شد بيمارى‌ خويش را نتيجه‏ علّت و عاملى‌ مى‌‏دانست و به فكر علاج مى‌‏افتاد. براى‌ رفع سرما به حرارت پناه مى‌‏برد. چون حرارت را علّت برطرف شدن سرما مى‌‏دانست.

علّت جويى‌ و كنجكاوى‌ در نهاد هر انسانى‌ نهفته است. هر انسانى‌ همواره در تلاش است كه از علل پديده ‏ها آگاه گردد، در مورد هر پديده ‏اى‌ «چرا و به چه علّتى‌» برايش مطرح مى‌‏شود، همواره كوشش مى‌‏كند تا براى‌ حسّ كنجكاو و علّت‏ جوى‌ خود پاسخ درست و قانع كننده‏ اى‌ بدست آورد و تا پاسخ درستى‌ بدست نياورد آرامش ندارد، انسان ذاتا «علّت جو» است و اين غريزه را نمى‌‏تواند از دست بدهد و فراموش كند.
همه انسان ها -و از جمله انسان هاى‌ نخستين- از اين غريزه طبيعى‌ برخوردار بوده ‏اند، انسان در اين جهان مى‌‏زيسته و با حوادث و رويدادهاى‌ شگفت ‏آور جهان روبرو بوده است، توالى‌ منظّم شب و روز، تابستان و زمستان، حركت منظّم ماه و خورشيد و ستارگان، عجايب و شگفتي هاى‌ حيوانات و گياهان، كوه هاى‌ مرتفع و درياهاى‌ وسيع و آب هاى‌ جارى‌.............اين همه را به چشم مى‌‏ديده و به انديشه و تفكّر مى‌‏افتاده كه «علّت» اين‏ جهان چيست و پديد آورنده آن كيست؟ ناچار اين جهان منظّم علّتى‌ دارد و آفريدگار دانا و توانايى‌ آن را آفريده است و اداره مى‌‏كند.
به اين ترتيب انسان هاى‌ نخستين هم با خدا آشنا شدند و به وجود او اعتراف‏ نمودند و در برابر قدرت و عظمتش خاضع شدند.
با گذشت زمان گروهى‌ به اشتباه افتادند و به پرستش معبودهاى‌ دروغين مشغول‏ گشتند و به تدريج بت ‏پرستى‌ و خورشيد پرستى‌ و ماه پرستى‌ و آتش پرستى‌ و ستاره پرستى‌‏ .............نيز در بين مردم پيدا شد.
پيدايش معبودهاى‌ دروغين خود شاهدى‌ است بر اين كه انسان بواسطه غريزه‏ علّت‏ جويى‌ خويش توجّه داشته كه براى‌ اداره اين جهان علّتى‌ لازم است ولى‌ در برخى‌‏ موارد اشتباه كرده مصاديق دروغين را به عنوان علّت و آفريدگار حقيقى‌ پنداشته و به‏ پرستش آنها اشتغال ورزيده است.
كوتاه سخن اين كه:انسان به وسيله غريزه «علّت‏ جويى‌» كه در نهادش نهفته‏ است براى‌ مجموع موجودات و پديده‏ هاى‌ جهان، علّتى‌ جستجو مى‌‏كرده و به اين ترتيب‏ با خداى‌ جهان آفرين كه «علّت حقيقى‌» موجودات نيازمند و پديده ‏هاى‌ جهان است آشنا گشته و به وجودش پى‌ برده است و به پرستش او برخاسته است.

آيه‏ اى‌ از قرآن كريم‏
وَ لَئِن سَأَلتَهُم مَن خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَرضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ العَزيزُ العَليمُ. سوره زخرف آيه 9
و اگر از آنان بپرسى‌ كه:«چه كسى‌ آسمان ها و زمين را آفريده؟» در پاسخ حتما خواهند گفت كه: آفريدگارى‌ توانا و دانا آنها را بيافريده‏ است.

 

برگرفته از کتاب اموزش دین آقای ابراهیم امینی

ارسال شده در : 09 شهریور 98 توسط : نظرات: برای نظر دادن اولین باش! مجموعه: خداشناسی خواندن 2270 دفعه

نظر دادن

محتوای بیشتر در این بخش:

تقویم

« آوریل 2020 »
دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنچ‌شنبه جمعه شنبه یک‌شنبه
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

طرح و برنامه

معارف

مسابقات

آرشیو