doa

گام دوم

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نوزاد قشنگ
زهرا تازه دارای برادری شده بود. نام برادرش مجید بود. زهرا خوشحال بود و آن نوزاد کوچک را، خیلی دوست می‌داشت.
روزی زهرا کنار تخت مجید ایستاده بود و او را تماشا می‌کرد، به مادرش گفت:
مادر جان! مجید کی بزرگ می‌شود تا با من بازی کند؟ من برادرم را خیلی دوست دارم!
مادرش گفت:
زهرا جان! صبر کن، ان شاء اللّه، مجید بزرگ می‌شود و با هم بازی خواهید کرد. ناگاه مجید از خواب بیدار شد و با صدای نازکش، شروع به گریه کرد. زهرا ناراحت شد و به مادرش گفت:
مادر جان! چرا مجید گریه می‌کند؟ مادرش جواب داد: گمان می‌کنم گرسنه باشد.
زهرا دوید و یک دانه شیرینی برداشت تا در دهان برادرش بگذارد، مادرش با عجله گفت:
زهرا جان! مجید نمی‌تواند شیرینی بخورد، مگر نمی‌بینی دندان ندارد؟!
مبادا چیزی در دهانش بگذاری! ممکن است در گلویش گیر کند و خفه شود.
زهرا پرسید: پس غذای مجید چیست؟ مادر گفت: دخترم! غذای مجید شیر است. او می‌تواند شیر بخورد و سیر شود.

مادر برخاست، نوزاد را برداشت، در دامن خویش نهاد و پستان در دهانش گذاشت.
مجید پستان مادر را گرفت و با لبهای کوچکش، شروع به مکیدن کرد.
زهرا قدری به مجید و مادرش نگاه کرد، سپس با تعجّب گفت:
مادر جان! پستان شما، پیش از این هم شیر داشت؟!
مادر گفت: نه...قبلا شیر نداشت، اما از روزی که مجید به دنیا آمد، پستان من هم پر از شیر شد.
زهرا گفت: مادر جان! شما، چگونه برای مجید شیر درست می‌کنید؟!
مادر گفت: درست شدن شیر دست من نیست. من غذا می‌خورم، از غذا شیر درست می‌شود.
زهرا گفت: شما که پیش از این هم غذا می‌خورید، پس چرا آن وقتها، شیر درست نمی‌شد؟!
مادر جواب داد: بله! من قبلا هم همین غذاها را می‌خوردم، ولی شیر نداشتم، امّا از وقتی که مجید به دنیا آمده، پستانم پر از شیر شده است.
زهرا با تعجّب پرسید: پس چه کسی به فکر مجید بوده است؟!
مادرش جواب داد: زهرا جان! خدایی که مجید را آفریده، به فکر غذای او هم بوده است.

خدا می‌داند که: وقتی بچّه به دنیا آمد، احتیاج به غذا دارد.
خدا می‌داند که: مجید دندان ندارد و نمی‌تواند مثل ما غذا بخورد، به این جهت پستان مادر را پر از شیر می‌کند تا کودک ناتوان از بهترین و سالمترین غذاها، استفاده کند.
زهرا جان! شیر یک غذای کامل است و تمام احتیاجات بدن کودک، در آن هست و با دستگاه گوارش کودک، کاملا سازگار است.
زهرا گفت: مادر جان! راستی چه خدای دانا و مهربانی داریم! اگر شیر نبود، بچّه کوچک چه می‌خورد؟
مادرش گفت: آری، دخترم! خداست که کودک را آفریده و غذا می‌دهد.
خدای دانا و مهربان است که شیر سالم و گوارا را برایش درست می‌کند.
خدا از ناتوانی کودک خبر داشته که دوستی او را، در دل مادر، قرار داده است تا از او نگهداری کند.
خدا به کودک ناتوان و بی‌زبان، یاد داده که هنگام گرسنگی گریه کند تا کمکش کنند.

 درسی که یک چوپان داد

اکبر و حسین، در یک روز تعطیل، به دهکده علی‌آباد رفتند.
علی‌آباد، دهکده بسیار زیبا و آبادی است؛ باغهای بزرگ و چمنزارهای سبز و خرّمی دارد، گلهّ‌های گاو و گوسفند در چمنزارهای اطراف آبادی مشغول چرا بودند. برّه‌ها و بزغاله‌های قشنگ، همراه مادرانشان، بازی و جست‌وخیز می‌کردند و اکبر و حسین از تماشای بازی آنها، لذّت می‌بردند.
ناگاه چشم اکبر به گوسفند قشنگی افتاد که برّه‌اش را می‌لیسید، به چوپان گفت: چرا این گوسفند، برّه‌اش را می‌لیسد؟!

چوپان گفت: این گوسفند تازه زاییده، بچّه‌اش را دوست دارد و می‌خواهد آنرا پاک کند.
برّه، تمیز و پاکیزه شد و به طرف پستان مادر رفت، پستان را در دهان گرفت و مشغول شیر خوردن شد.

اکبر به حسین گفت: این برّه را ببین! تازه به دنیا آمده، امّا فورا پستان مادرش را، پیدا کرد!
از کجا می‌داند، پستان شیر دارد و زیر شکم مادرش می‌باشد؟!
چه کسی به او یاد داده است؟ برّه به این کوچکی، این هوش و دانایی را از کجا آورده است؟!
چوپان-که حرفهای اکبر و حسین را می‌شنید-گفت: بچّه‌های عزیز! خدای مهربان، این هوش و دانایی را، به برّه کوچک داده است.

برّه گرسنه است و می‌داند که پستان مادرش شیر دارد و زیر شکم اوست.
و می‌داند که غذای دیگری برایش خوب نیست. اینها را خدا به او یاد داده است، برّه اگر این هوش را نداشت، ممکن بود تلف شود.
حسین گفت: خوب است که شیر، در گلوی کوچک برّه، گیر نمی‌کند تا خفه‌اش کند!
چوپان گفت: بچّه‌های عزیز! خدا خیلی دانا و خیلی مهربان است. پستان یک سوراخ بزرگ، ندارد تا شیر زیاد، از آن بیرون بیاید و در گلوی برّه گیر کند. سر پستان، چندین سوراخ بسیار ریز دارد که برّه، با مکیدن، شیر را از آنها بیرون می‌آورد.
بعلاوه سر هر پستان، طوری آفریده شده که بچّه به راحتی بتواند آنرا در دهان بگیرد و شیر بخورد.

 

بر گرفته از کتاب آموزش دین آقای ابراهیم امینی

ارسال شده در : 13 مرداد 98 توسط : نظرات: برای نظر دادن اولین باش! مجموعه: خداشناسی خواندن 476 دفعه

نظر دادن

محتوای بیشتر در این بخش:

تقویم

« سپتامبر 2019 »
دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنچ‌شنبه جمعه شنبه یک‌شنبه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

طرح و برنامه

معارف

مسابقات

آرشیو