doa

موارد پالایش شده بر اساس تاریخ: دوشنبه, 11 شهریور 1398 - فدک سبز
دوشنبه, 11 شهریور 1398 ساعت 05:11

گام سوم

حضرت محمّد در كودكى‏‌


حضرت محمّد-صلى‏‌ اللّه عليه و آله-در شهر مكّه به دنيا آمد و پدرش‏ عبد اللّه و مادرش آمنه بود.از كودكى‏‌ پاكيزه و درستكار بود.
سر سفره با ادب مى‏‌نشست ، غذاى‏‌ خودش را مى‏‌خورد ، امّا هيچگاه‏ قسمت كودكان ديگر را ، از دستشان نمى‏‌ربود.
موقع غذا خوردن ، بسم اللّه مى‏‌گفت.بچّه‏ها را اذيّت نمى‏‌كرد بلكه‏ با آنها خوبى‏‌ و مهربانى‏‌ مى‏‌نمود.
هر روز زنبيلى‏‌ پر از خرما مى‏‌كرد و در ميان كودكان ، تقسيم‏ مى‏‌نمود.
 
 
* آخرين پيغمبر خدا * «حضرت محمّد(ص)»


نام پدرش عبد اللّه و نام مادرش آمنه است.در عام الفيل ، روز هفدهم ربيع الاوّل‏ در شهر مكّه به دنيا آمد.هنوز به دنيا نيامده بود كه پدرش«عبد اللّه»از دنيا رفت. «آمنه»تا شش سال از محمّد پرستارى‏‌ كرد ، وقتى‏‌ محمّد شش ساله شد ، مادرش‏ آمنه نيز از دنيا برفت.
بعد از مرگ آمنه«عبد المطّلب ، پدر بزرگ محمّد»از او نگهدارى‏‌ مى‏‌كرد.
عبد المطّلب محمّد را خيلى‏‌ دوست مى‏‌داشت و با او مهربانى‏‌ مى‏‌كرد ، از آينده محمّد خبر داشت ، از دانشمندان يهودى‏‌ و مسيحى‏‌ شنيده بود كه ، پيغمبرى‏‌ از مكّه برانگيخته خواهد شد.
عبد المطّلب بزرگ عرب بود.در كنار كعبه جايگاه مخصوصى‏‌ داشت كه‏ هيچكس به آن نزديك نمى‏‌شد ، محمّد تنها كسى‏‌ بود كه در آن جايگاه مخصوص‏ پهلوى‏‌ جدّش مى‏‌نشست.گاهى‏‌ كه مى‏‌خواستند نگذارند محمّد به آن جايگاه‏ برود ، عبد المطّلب مى‏‌گفت:بگذاريد فرزندم بيايد ، به خدا سوگند ، آثار بزرگى‏‌ در چهره‏اش نمودار است؛مى‏‌بينم روزى‏‌ را كه محمّد ، رهبر بزرگ شما مى‏‌شود.
 
عبد المطّلب محمّد را نزديك خودش مى‏‌نشانيد و دست نوازش بر پشتش‏ مى‏‌كشيد ، چون از آينده محمّد خبر داشت ، هميشه با او غذا مى‏‌خورد و هيچوقت‏ از او جدا نمى‏‌شد. كودكى‏‌ محمّد:
محمّد كودك باهوش و باادبى‏‌ بود ، «ابو طالب»عمويش مى‏‌گويد:
محمد ، هنگام غذا خوردن بسم اللّه مى‏‌گفت و بعد از غذا ، الحمدللّه.
هيچگاه دروغى‏‌ از محمّد نشنيدم و كار زشت و ناپسندى‏‌ از او نديدم ، خنده‏ صدادار نمى‏‌كرد ، بلكه هميشه لبخند مى‏‌زد.
 
 
پيامبر ما با كودكان مهربانى‏‌ مى‏‌كرد


حضرت محمّد-صلّى‏‌ اللّه عليه و آله-كودكان را بسيار دوست‏ مى‏‌داشت و به آنان احترام مى‏‌گذاشت و حتّى‏‌ به آنها سلام مى‏‌كرد.
هميشه درباره بچّه‏ها ، به مسلمانان سفارش مى‏‌كرد و مى‏‌فرمود:
«كودكان را گرامى‏‌ بداريد و با آنها مهربان باشيد ، زيرا كسى‏‌ كه با كودكان مهربانى‏‌ نكند ، مسلمان نيست.»
يكى‏‌ از مسلمانان مى‏‌گويد:
نماز را با حضرت محمّد-صلّى‏‌ اللّه عليه و آله-خواندم و با او بطرف‏ منزل رفتم ، عدّه‏اى‏‌ از كودكان را ديدم ، كه دوان دوان ، به استقبال‏ آن حضرت آمدند.حضرت محمّد ، آنها را نوازش كرد و دست بر سر و رويشان كشيد.
5-چرا كودكان به استقبال حضرت محمّد مى‏‌رفتند؟
6-آيا شما ، به دوستان خود سلام مى‏‌كنيد؟
 
* محمّد امين *


در يكى‏‌ از سالها ، مردم مكّه ، خانه كعبه را ، از نو مى‏‌ساختند.
همه مردم در ساختن كعبه همكارى‏‌ مى‏‌كردند.
ديوار كعبه را تا جايگاه مخصوص«حجر الاسود»بالا بردند. (حجر الاسود سنگ محترمى‏‌ است).هر يك از بزرگان مكّه ، ميل‏ داشت كه آن سنگ را تنها خودش در جايگاه مخصوص‏ بگذارد و با اين عمل ، خود و طايفه‏اش را ، سربلند گرداند.كم‏كم‏ كارشان به نزاع كشيد ، هر كسى‏‌ مى‏‌گفت:فقط ، من!بايد حجر الاسود را در جايش بگذارم.
پرخاش و اختلاف زياد شد.وضع خطرناكى‏‌ پيش آمد.
نزديك بود جنگ سختى‏‌ شروع شود؛آماده جنگ شدند.
در اين هنگام ، مرد دانا و خيرخواهى‏‌ برخاست و گفت:اى‏‌ مردم!از جنگ و اختلاف ، دورى‏‌ كنيد؛زيرا جنگ و اختلاف‏ شهرها و خانه‏ها را ويران مى‏‌سازد و مردم را پراكنده و بدبخت‏ مى‏‌كند ، از نادانى‏‌ دست برداريد و چاره كار را پيدا كنيد.
بزرگان مكّه گفتند:چه كنيم؟!چاره كار چيست؟!
مرد دانا گفت:يك نفر را انتخاب كنيد تا در ميان شما داورى‏‌ كند و نزاع و اختلاف را پايان دهد.
گفتند:قبول داريم ، پيشنهاد خوبى‏‌ است.
ولى‏‌ هر طايفه‏اى‏‌ مى‏‌گفت:قاضى‏‌ بايد از ما باشد.
باز هم كار ، به اختلاف و نزاع كشيد.
همان مرد خيرانديش گفت: حالا كه نمى‏‌توانيد در انتخاب‏ قاضى‏‌ ، با هم موافقت كنيد ، نخستين كسى‏‌ را كه از اين در«مسجد الحرام»وارد مى‏‌شود ، قاضى‏‌ قرار دهيد.
همه گفتند: قبول داريم.............
چشمها ، به سوى‏‌ آن در ، خيره شد؛دلها در اضطراب بود كه:
چه كسى‏‌ وارد مى‏‌شود و به نفع كدام طايفه ، داورى‏‌ خواهد كرد؟
جوانى‏‌ وارد شد.همه خوشحال شدند و گفتند:چه خوب!
محمّد است ، محمّد امين!محمّد امين!با انصاف و درستكار است ، داورى‏‌ او را قبول داريم.
حضرت محمّد وارد شد.داستان اختلاف را برايش گفتند. اندكى‏‌ فكر كرد ، سپس فرمود:بزرگان مكه ، همه ، بايد در اين كار مهمّ ، شركت كنند.
مردم از روى‏‌ تعجّب پرسيدند:مگر مى‏‌شود؟!.............چگونه؟!.............
حضرت محمّد فرمود:بزرگ هر طايفه‏اى‏‌ حاضر شود.همه‏ حاضر شدند و نزديك آمدند.حضرت محمّد ، عبايش را ، روى‏‌ زمين‏ پهن كرد و حجر الاسود را برداشت و در عبا گذاشت.سپس به آنها فرمود:همه ، اطراف عبا را بگيريد و حجر الاسود را برداريد و بياوريد!
همه با هم ، حجر الاسود را ، تا جايگاه مخصوص ، آوردند ، آنگاه حضرت محمّد حجر الاسود را برداشت و در جايگاه مخصوصش‏ گذاشت.
مردم مكّه ، همه ، راضى‏‌ و خشنود شدند و به كاردانى‏‌ حضرت‏ محمّد ، آفرين گفتند.
(پيامبر ما ، حضرت محمّد ، در آن زمان جوان بود و هنوز به پيغمبرى‏‌ برگزيده نشده بود.ولى‏‌ آن قدر درستكار و امين بود كه به نام«محمّد امين»معروف‏ شده بود؛مردم به او ، اعتماد داشتند و چيزهاى‏‌ گرانبهاى‏‌ خود را ، به او مى‏‌سپردند ، حضرت محمّد در نگهدارى‏‌ امانتها كوشش مى‏‌كرد و سالم تحويل‏ صاحبانش مى‏‌داد.
براى‏‌ برطرف كردن اختلافات به او مراجعه‏ مى‏‌كردند و داورى‏‌ او را ، همه ، قبول داشتند.)
درود و سلام فراوان ، بر پيغمبر درستكار و امين‏.

 

برگرفته از کتاب آموزش دین آقای ابراهیم امینی
 

منتشرشده در نبوت
دوشنبه, 11 شهریور 1398 ساعت 05:04

گام دوم

* پيغمبر بزرگ خدا * ابراهيم عليه السّلام‏


آيا مى‏‌دانيد مردم در زمان حضرت ابراهيم، چه دينى‏‌ داشتند؟ چگونه‏ زندگى‏‌ مى‏‌كردند؟
آنان دستورهاى‏‌ پيامبران پيشين را، فراموش كرده بودند، نمى‏‌دانستند چگونه‏ زندگى‏‌ كنند تا در اين جهان و جهان آخرت، سعادتمند گردند.
نظم و قانون درستى‏‌ نداشتند و راه خداپرستى‏‌ را نمى‏‌دانستند.
خدا- كه به بندگانش مهربان است-حضرت ابراهيم را «كه نوجوانى‏‌ راستگو و درستكار بود»براى‏‌ پيغمبرى‏‌، انتخاب كرد تا مردم را به كارهاى‏‌ نيك و پرستش خداى‏‌ مهربان راهنمايى‏‌ كند.
خدا مى‏‌دانست كه: مردم نمى‏‌توانند تشخيص دهند كه چه كارهايى‏‌ براى‏‌ جهان آخرت سودمند است و چه كارهايى‏‌ زيانبخش.
خدا مى‏‌دانست كه: براى‏‌ مردم معلّم و راهنما لازم است ، به همين جهت‏ ابراهيم را برگزيد و راه عبادت و خداپرستى‏‌ را به او نشان داد.
خدا به ابراهيم ياد مى‏‌داد كه چه كارهايى‏‌ براى‏‌ دنيا و آخرت مردم خوب‏ است و چه كارهايى‏‌ ضرر دارد.
حضرت ابراهيم هم، پيامها و دستورهاى‏‌ خدا را به مردم مى‏‌رسانيد و آنان را راهنمايى‏‌ و رهبرى‏‌ مى‏‌كرد.
حضرت ابراهيم پيامبر خدا و معلّم مردم بود.
 
 
* معلّم و رهبر آگاه مردم *


پيغمبر ، معلّم و رهبر آگاه مردم است، هر چه براى‏‌ رهبرى‏‌ لازم باشد، همه را مى‏‌داند:تمام دستورهاى‏‌ دين را مى‏‌داند، كارهاى‏‌ خوب و بد را كاملا مى‏‌شناسد.
مى‏‌داند كه: چه كارهايى‏‌، اسباب سعادت در جهان آخرت مى‏‌شوند و چه‏ كارهايى‏‌ اسباب بدبختى‏‌ در آن جهان.
پيغمبر، خدا را بخوبى‏‌ مى‏‌شناسد، از وضع جهان آخرت و بهشت و جهنّم‏ خبر دارد از اخلاق خوب و بد كاملا آگاه است در علم و دانش سرآمد همه مردم است و كسى‏‌ به مرتبه ‏اش نمى‏‌رسد.
خداى‏‌ دانا و توانا ، همه اين علوم را در اختيار پيغمبرش قرار داده تا بتواند بخوبى‏‌ مردم را رهبرى‏‌ كند.
پيغمبر، معلّم مردم و يك رهبر كامل است، او بايد راه سعادت دنيا و آخرت را بداند تا بتواند مردم را به سوى‏‌ سعادت، رهبرى‏‌ كند.
 
* پيامبران، رهبران انسانها *


حضرت ابراهيم و همه پيامبران خدا ، از مردم بودند و مانند مردم و در ميان آنان زندگى‏‌ مى‏‌كردند و به فرمان و راهنمايى‏‌ خدا براى‏‌ سعادت و پيشرفت مردم كوشش مى‏‌كردند.
پيغمبران از نخستين روزگار با مردم بودند.راه زندگى‏‌ بهتر را به مردم نشان مى‏‌دادند و درباره خداشناسى‏‌ و جهان آخرت و كارهاى‏‌ خوب و شايسته با مردم صحبت مى‏‌كردند.با بى‏‌دينى‏‌ و ستمگرى‏‌ مبارزه مى‏‌نمودند و از ستمديدگان طرفدارى‏‌ مى‏‌كردند.
كوشش مى‏‌كردند تا در ميان مردم دوستى‏‌ و برابرى‏‌ برقرار شود.
پيغمبران هزاران سال كوشيدند تا راه عبادت و خداشناسى‏‌ و بهترين روش زندگى‏‌ را ، براى‏‌ انسانها روشن كردند و ما اكنون از نتيجه زحمتهاى‏‌ پيغمبران و پيروانشان، استفاده مى‏‌كنيم.
و به همين جهت از آنان تشكّر مى‏‌كنيم و بر آنان درود مى‏‌فرستيم و مى‏‌گوييم:
سلام بر همه پيامبران خدا!
سلام بر پيامبر بزرگ خدا ، ابراهيم!
و سلام بر پيروان ابراهيم!
 
پيامبران بزرگ‏


خدا، براى‏‌ راهنمايى‏‌ مردم ، پيامبران بسيارى‏‌ فرستاده ، كه بزرگترين‏ آنان پنج نفرند:
1-حضرت نوح عليه السّلام‏
2-حضرت ابراهيم عليه السلام‏
3-حضرت موسى‏‌ عليه السّلام‏
4-حضرت عيسى‏‌ عليه السّلام‏
5-حضرت محمّد صلى‏‌ اللّه عليه و آله‏
پيروان حضرت موسى‏‌ را يهودى‏‌ مى‏‌گويند.
پيروان حضرت عيسى‏‌ را مسيحى‏‌ مى‏‌گويند.
پيروان حضرت محمّد را مسلمان مى‏‌گويند.
همه پيامبران ، از طرف خدا بوده‏اند و ما به همه آنان ، احترام مى‏‌گذاريم‏ امّا حضرت محمّد از همه پيامبران ، بزرگتر و برتر است.
حضرت محمّد آخرين پيامبران بوده و بعد از او پيامبر ديگرى‏‌ نخواهد آمد.

 

برگرفته از کتاب آموزش دین آقای ابراهیم امینی
 

منتشرشده در نبوت

تقویم

« سپتامبر 2019 »
دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنچ‌شنبه جمعه شنبه یک‌شنبه
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

طرح و برنامه

معارف

مسابقات

آرشیو